X
تبلیغات
نماشا
رایتل
سه‌شنبه 31 شهریور 1388
توسط: Anis Izadkhah

شعری بسیار زیبا از ویکتور هوگو


I wish you...


First of all, how I wish you love
and while loving, also be loved

قبل از هر چیز برایت آرزو میکنم که عاشق شوی ،
و اگر هستی ، کسی هم به تو عشق بورزد.

and then, if it’s not like this,
be brief in forgetting
And after you’ve forgotten,
don’t keep anything
و اگر اینگونه نیست ، تنهاییت کوتاه باشد ،
و پس از تنهاییت ، نفرت از کسی نیابی

I wish then that it wasn’t like this
but if it is,
you could be a person
without desperation
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید. اما اگر پیش آمد ،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.

I wish also that you have friends
Even bad and inconsequence ones,
They should be strong
and loyal to you.
and at least you have one
in whom you could trust
without doubting
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی.
از جمله دوستان بد و ناپایدار
برخی نادوست و برخی دوستدار.
که دست کم یکی در میانشان بی تردید مورد اعتمادت باشد

I wish you have enemies.
Not many or not too little
Just in the right number.
so that you will have to question
Your own certainties,
and truths as well

برایت آرزو مندم که دشمن نیز داشته باشی.
نه کم و نه زیاد ، درست به اندازه.
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قراردهند تا که زیاده به خود مغرور نشوی 

دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد




برای خواندن ادامه شعر به ادامه مطلب مراجعه نمایید. (click more)




I wish you were useful

But not irreplaceable
And in your bad moments,
When you don’t have anything else
This usefulness is enough
To keep you standing
آرزو مندم مفید فایده باشی ، نه خیلی غیر ضروری.

تا در لحظات سخت، وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است،

همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرپا نگه دارد.

So equally,
I wish you to be tolerant
Not with those that make little mistakes
Because that is easy,
But with those that make a lot of mistakes
For this will be of no remedy.
And make good use of this tolerance,
To set example for others.

همچنین برایت آرزومندم صبور باشی ،

نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند.

چون این کار ساده ای است ، بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ

و جبران ناپذیر میکنند.

و با کاربرد درست صبوریت برای دیگران نمونه شوی.

I wish that being young,
You don’t mature too quickly
And once you’re mature,
Don’t insist in getting younger.
And when you’re old,
Don’t make despair
Because each age
Has its pain and pleasure.
And these are necessary
To have them influence amongst us.

امیدوارم اگر جوان هستی ، خیلی به تعجیل ،

رسیده نشوی. و اگر رسیده ای ، به جوان نمائی اصرار نورزی .

و اگر پیری ،تسلیم نا امیدی نشوی

چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد .

و لازم است بگذاریم در ما جریان یابد.

By the way
I wish that you were sad
At least once a day
And in this day, I want you to discover
That to love everyday is good,
To laugh often is boring
And to laugh constantly is an illness.


در ضمن برایت آرزو میکنم که حداقل یکبار در روز ناراحت شوی،

و در این روز از تو میخواهم تا بفهمى دوست داشتن

هر روز چه خوب است و خنده مدام ملال آور است و یک بیمارى. 

I wish that you discover
With a maximum urgency
That above and inspite of everything,
There are people around you
Who are depressed,
Unhappy and are treated unjustly.

امیدوارم هر چه سریعتر بفهمى که على رغم همه اینها ،

در اطراف تو کسانى هستند که افسرده و

غمگین اند و با آنها منصفانه رفتار نمیشود.

I wish that you caress a cat,
You feed a bird
And listen to its chirp as well,
As it sings triumphantly
Its early morning song.
Because in this way,
You will feel good for nothing.

امیدوارم سگی را نوازش کنی ، به پرنده ای دانه بدهی

و به آواز یک سهره گوش کنی ، وقتی که آوای سحرگاهیش را سر میدهد.

چراکه به این طریق به رایگان احساس زیبایی خواهی یافت .


And then I wish you
sowing a seed
Even if it is very little.
And you have to accompany it
In its growth.
So you will discover
How many lives a tree is made of.

امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی، هر چند خرد بوده باشد ،

و با روییدنش همراه شوی تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.

I wish as well that you have money
Because it is needed to be practical.
And at least once a year,
Put some of these money infront of you
And say “This is mine only”:
So it is very clear
Who owns who.

به علاوه امیدوارم پول داشته باشی ، زیرا در عمل به آن نیازمندی.

و سالی یکبار پولت را جلو رویت بگذاری و بگویی" این مال من است.

فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان ارباب دیگری است. "


Also,
I wish the demise
of any of your love ones,
And if some of them die,
You could cry without lament
And without feeling guilty.

همچنین مرگ یکی از عزیزانت را برایت آرزو میکنم،

که اگر یکی از آنها از این دنیا رفت بتوانى بدون احساس گناه گریه کنى.


Finally,
I wish for you that being a man,
You had a good woman
And being a woman,
To have a good man.
Tomorrow and the day after.
And once they are exhaust,
They smile and speak about love
To start again

و در پایان اگر مرد باشی ،آرزومندم زن خوبی داشته باشی.

و اگر زنی ، شوهر خوبی داشته باشی. که اگر فردا خسته باشید ،

یا پس فردا شادمان ، باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیآغازید.

If all these things would happen to you,
Then,
I don’t have any other wish for you
Anymore

اگر همه اینها که گفتم برایت فراهم شد،

دیگر چیزی‌ندارم برایت آرزو کنم.


Victor Hugo