مجتمع فنی
سه‌شنبه 24 آذر 1388
توسط: Anis Izadkhah

شعر با ترجمه انگلیسی


 شعرهای فارسی با ترجمه انگلیسی از خیام



یک چند به کودکی به استاد شدیم  

یک چند ز استادی خود شاد شدیم  

پایان سخن شنو که ما را چه رسید  

از خاک درآمدیم و بر باد شدیم  


 In childhood we strove to go to school,
Our turn to teach, joyous as a rule
The end of the story is sad and cruel
From dust we came, and gone with winds cool



گویند کسان بهشت با حور خوش است  

من می گویم که آب انگور خوش است  

این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار 

که آواز دهل شنیدن از دور خوش است  


Heaven is incomplete without a heavenly romance
Let a glass of wine be my present circumstance
Take what is here now, let go of a promised chance
A drumbeat is best heard from a distance 



این کهنه رباط را که عالم نام است  

وا رامگه ابلق صبح و شام است  

بزمیست که وامانده صد جمشید است  

قصریست که تکیه گاه صد بهرام است   


This Old World we've named Cosmos by mistake
Is the graveyard of nights & days, no more awake
And a feast that hundred Jamshid's did break
And a throne that hundred Bahram's did make